اقتصاد چین

اقتصاد چین در دهه های گذشته با رشد بسیار سریع و پرشتاب خود بسیاری را شگفت زده کرد. از زمان آغاز به کار و اصلاح اقتصاد چین در سال 1978، تولید ناخالص داخلی GDP به طور میانگین تقریبا 10% در سال افزایش داشته و بیش از 850 میلیون نفر از فقر خارج شده اند. در حال حاضر چین پرجمعیت ترین کشور جهان با 1.39 میلیارد نفر در رده دوم بزرگترین اقتصاد جهان قرار دارد. در سال های اخیر رشد اقتصاد کشور چین به دلیل تنش و جنگ اقتصادی با کشور آمریکا روندی آهسته به خود گرفته است. اکنون، افراد با زندگی در چین درآمد متوسطی را کسب می کنند ​​و درآمد سرانه آنها هنوز هم در حدود یك چهارم كشورهای پردرآمد می باشد و حدود 373 میلیون چینی روزانه در زیر فقر با درآمد متوسط 5.5$ (دلار) زندگی می كنند. موسسه حقوقی سفیران سروش سعادت در این مقاله اقتصاد چین را مورد بررسی قرار داده است.

•        جمعیت: 1.39 میلیارد نفر

•        تولید ناخالص داخلی اسمی (GDP) در سال 2020: 14.14$ تریلیون دلار

•        تولید ناخالص داخلی اسمی بر اساس قدرت خرید (GDP PPP) در سال 2020: 27.31$ تریلیون دلار

•        رشد GDP: 1.2% در سال 2020

•        نرخ بیکاری: 5.9%

•        نرخ تورم: 2.4%


درباره اقتصاد چین

طبق اعلام صندوق بین المللی پول، اقتصاد چین در سال 2020، 27.3 تریلیون دلار سرمایه تولید کرده و این آمار مبتنی بر برابری قدرت خرید است که تأثیر نرخ ارز را نیز در نظر می گیرد. این امر روشی مناسب برای مقایسه تولید ناخالص داخلی کشورها می باشد. طبق این آمار و متد، کشور چین را به بزرگترین اقتصاد جهان تبدیل می کند به طوری که اتحادیه اروپا با 22 تریلیون دلار در جایگاه دوم قرار گرفته و ایالات متحده آمریکا با 20.29 تریلیون دلار در رده سوم جای گرفته است. از لحاظ استاندارد زندگی در چین ، خود یک کشور نسبتا فقیر به شمار می آید چرا که با جمعیت فراوان این کشور اقتصاد آن فقط برای هر شخص 18,120$ (دلار) تولید می کند در حالی که این رقم برای آمریکا بسیار بالاتر است.


تاریخچه اقتصاد چین

پس از مرگ مائو زدونگ در سال 1976، دنگ شیائوپینگ که هسته اصلی نسل دوم رهبری در چین بود رهبر این کشور شد و اصلاحات جسورانه ای را ایجاد نمود که باعث شکل گیری اقتصاد چین شد. سیاست های اصلاحات اقتصادی در دوره دنگ باعث شد نقش سازوکارهای بازار افزایش یابد و کنترل دولت بر اقتصاد نیز کاسته شود. دنگ اقداماتی از قبیل گشودن کشور به سرمایه گذاری های خارجی، تشویق کارآفرینی در چین، ایجاد مناطق ویژه اقتصادی و معرفی مشوق های بازار در شرکت های دولتی بود. همچنین، چین شروع به مشارکت در اقتصاد جهانی کرد و این کشور در سال 1980 به صندوق بین المللی پول (IMF) و بانک جهانی نیز پیوست. پس از دنگ، در اوایل دهه 1990، جیانگ زمین رهبر این کشور شد و او نیز اصلاحات اقتصادی بنیادینی را ایجاد نمود.

تحت حكم جیانگ، بیشتر شركتهای دولتی به جز شرکت های انحصارهای بزرگ، خصوصی شدند و یا منحل گردیدند؛ این خصوصی سازی موجب رونق اقتصادی شد. در همین دوره، رئیس جمهور جیانگ و زو رونجی موانع تجاری را کاهش دادند و برنامه ریزی دولت با افزایش رقابت، اصلاح مقررات و اصلاح مالیات های جدید سیستم بانکی و خروج قشر نظامی از اقتصاد به پایان رسید. در سال 2002 دولت بعدی در چین توانست تا شکاف درآمدی بین شهرهای ساحلی و حومه را کاهش دهد و یارانه ها را افزایش یابد و مالیات ها را کم کند و خصوصی سازی دارایی های دولت را كاهش داده و رفاه اجتماعی را ارتقا ببخشند. بدین ترتیب تا سال 2000 چین رشد بی سابقه ای را تجربه کرد که عمدتا ناشی از رونق صادرات، افزایش تولید و سرمایه گذاری گسترده بود.


آزادی اقتصاد چین

اقتصاد جمهوری خلق چین از نظر آزادی در سال 2020 امتیاز 59.5 را به خود اختصاص داده و این کشور اقتصاد خود را به 103مین اقتصاد آزاد جهان در سال 2020 تبدیل کرده است چین در بین 42 کشور در منطقه آسیا و اقیانوس آرام در رتبه 20 قرار دارد و امتیاز کلی آن زیر میانگین منطقه ای و جهانی است. امتیاز آزادی اقتصاد در این کشور نسبت به قبل 1.1 افزایش داشته که به دلیل افزایش فضای آزادی کار در چین و اثر بخشی قضایی بوده است. افزایش تنش در روابط اقتصادی ایالات متحده و چین در سال های اخیر عدم قطعیت کسب و کار را افزایش داده است. چین دومین اقتصاد بزرگ جهان و بزرگترین صادرکننده جهان است اما درآمد سرانه آن هنوز پایین تر از میانگین جهانی است. کند شدن رشد اقتصادی در سال های گذشته که ممکن است شدیدتر از آن باشد که آمارهای رسمی نشان می دهد، برای دولت چالش های جدی را ایجاد کرده است.


اقتصاد و ساختار تجاری چین

چین از سال 1993 مازادهای تجاری مداومی را تجربه کرده به طوری که اکنون در سال 2020، چین پشت ایالات متحده به عنوان دومین کشور بزرگ جهان شناخته می شود. بازگشایی کشور و برنامه های سرمایه گذاری گسترده دولت باعث شده که این کشور به قطب اصلی تولید تبدیل شود. این وضعیت رشد تجارت را به ویژه پس از پیوستن چین به سازمان تجارت جهانی در 2001 موجب شد. به عنوان اقتصادی که به شدت در سیستم تجارت جهانی ادغام شده بود، این کشور از سال 2000 از پیشرفت مداوم در تجارت خود بهره مند شد. در سال 2003، چین با هنگ کنگ و ماکائو توافق نامه همکاری اقتصادی را امضا کرد. همچنین توافق نامه تجارت آزاد (FTA) بین چین و کشورهای دیگر آن در ژانویه 2010 عملی شد که سومین منطقه بزرگ تجارت آزاد جهان را از نظر تولید ناخالص داخلی اسمی ایجاد کرد.


تولید ناخالص داخلی چین

با توجه به پایگاه عظیم تولید و صادرات، جمهوری خلق چین اغلب به عنوان بزرگترین تولید کننده جهان شناخته می شود. با این حال، با گذشت سالها، نقش خدمات به تدریج افزایش یافته و نقش تولید به عنوان مشارکت در تولید ناخالص داخلی نسبتاً کاهش یافته است. در سال 1980، چین هفتمین اقتصاد بزرگ با تولید ناخالص داخلی 305.35 میلیارد دلار بود، در حالی که این میزان در ایالات متحده آمریکا 2.86 تریلیون دلار بوده است. از زمان آغاز اصلاحات بازار در سال 1978، غول آسیا شاهد رشد اقتصادی به طور متوسط ​​10٪ در سال می باشد. در سالهای اخیر، سرعت رشد اقتصاد در چین کند شده ، اگرچه در مقایسه با كشورهای هم رده خود همچنان بسیار بالا می باشد.

با گذشت سالها، اختلاف در میزان تولید ناخالص داخلی چین و آمریکا به سرعت در حال کاهش بوده است. در سال 2020، تولید ناخالص داخلی چین از نظر اسمی 14.14 تریلیون دلار، با اختلاف 7.3 تریلیون دلار پایین تر از ایالات متحده آمریکا قرار گرفته است. از نظر تولید ناخالص داخلی بر اساس برابری قدرت خرید، قیمتهای فعلی و نرخ ارزهای بین المللی (PPP)، چین بزرگترین اقتصاد جهان با تولید ناخالص داخلی (PPP) 27.31 تریلیون دلار می باشد. همچنین پیش بینی می شود تا سال 2023، تولید ناخالص داخلی چین (PPP) 37.28 تریلیون دلار شود. به دلیل جمعیت عظیم چین، این کشور از نظر تولید سرانه ناخالص داخلی در رده 72ام جهان قرار گرفته است.

رتبه کشورهای جهان بر اساس تولید ناخالص داخلی GDP در سال 2020
رتبه نام کشور
1 ایالات متحده آمریکا
2 جمهوری خلق چین
3 ژاپن
4 آلمان
5 هندوستان
6 انگلستان
7 فرانسه
8 ایتالیا
9 برزیل
10 کانادا
11 روسیه
12 کره جنوبی
13 اسپانیا

واردات و صادرات چین

چین بزرگترین اقتصاد صادراتی جهان و 33مین اقتصاد پیچیده براساس شاخص پیچیدگی اقتصادی (ECI) می باشد. در سال 2020، چین همچنین بزرگترین صادر کننده جهان و دومین وارد کننده در جهان می باشد. صادرات و واردات یکی از فاکنورهای اصلی رشد اقتصاد در چین است. همانطور که می دانید چین با تکیه بر نیروی کار خود بیشترین تولیدات در جهان را دارد و به دنبال آن بزرگترین صادر کننده جهان است. به طور کلی سهم چین از اقتصاد جهان حدود 15.5% می باشد که بخش عظیمی از آن مربوط به صادرات و واردات می باشد. بیشترین صادرات چین در بخش های تجهیزات پخش، رایانه ها، قطعات ماشین آلات اداری، مدارها و موبایل است؛ واردات اصلی چین شامل نفت خام، مدارها، سنگ آهن، اتومبیل و بنزین می باشد.


اطلاعاتی در باب اقتصاد چین

•        چین دومین اقتصاد بزرگ جهان است.

•        کشور چین بزرگترین صادر کننده جهان می باشد.

•        رشد اقتصاد چین بیشترین میزان رشد اقتصادی در کم ترین زمان در جهان بوده است.

•        چین پس از آمریکا بیشترین میزان بیلیونر در جهان را دارد.

•        21مین مرد ثروتمند جهان از چین می باشد.

•        رشد اقتصاد چین از سال 1970 الی 2010 به میزان 954% بوده است.

•        متوسط درآمد خانوار در چین طی 10 سال گذشته %400 افزایش یافته است.

•        مصرف کنندگان چینی سالانه 73 میلیارد دلار برای کالاهای لوکس خرج می کنند.

آمارهای ارائه شده رشد منحصر به فرد اقتصاد چین در 40 سال اخیر را نشان می دهد. البته این رشد در سال های اخیر بسیار کند شده و به ثبات رسیده است. انتظار می رود در سال های آتی رقابت شدید برای کسب برترین اقتصاد جهان بین کشورهای چین و آمریکا همچنان ادامه داشته باشد.


امیدوایم در این مقاله که به دست تیم ترجمه موسسه حقوقی سفیران سروش سعادت تهیه شده اطلاعات مورد نظر در رابطه با اقتصاد چین همراه با ارقام و آمار توجه شما را جلب کرده باشد. همچنین مشاورین این موسسه با تجربه فراوان در زمینه مهاجرت به چین و روش های مهاجرتی آماده پاسخگویی به شما عزیزان می باشند.